نیایش
هوالعزیز
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
در شـب ظـلـمــانی ام، مـاه نــشـانـم بـده
يوسـف مصری ز چـاه، گـشت چنـان پادشـاه
گـر کـه طـريـق ايـن بُـود، چـاه نـشـانـم بـده
بر قـدمت همچـو خاک، گريه کنـم سوزناک
گِل شد از آن گريـه خاک، روح به جـانم بده
از دل شـب می رسـد، نـور سـرا پـرده ها
در سـحــراز مشرقت،صـوت اذانـم بــده
سر خـوشـی اين جـهـان، لـذت يک آن بُـود
آنچـه تو را خـوشـتـر است، راه بـه آنـم بـده
آمین یا رب العالمین